ابراهيم عاملي ( موثق )

139

تفسير عاملي ( فارسي )

سخن مفسّرين : « إِلَّا ما حَرَّمَ إِسْرائِيلُ » 93 طبرى : ضحّاك گفت : يعقوب گرفتار درد عرق النساء شد بطورى كه شبها آرام نداشت و بروز آسوده بود سوگند ياد كرد كه اگر شفا يابد رگ گوشت نخورد و اين گرفتارى و نذرش پيش از پيدايش موسى و تورات او بود ، پيغمبر از يهود پرسيد يعقوب چه چيز را بر خود حرام كرد ؟ آنها گفتند : آنچه را او بر خود حرام كرد در تورات هست به پيغمبر امر شد : بيهود بگو تورات بيارند و بخوانند كه آنها دروغ مىگويند و تهمت مىزنند . قتاده گفت : اولاد يعقوب به پيروى از نذر پدر خود رگ گوشتها را جدا مىكردند و نمىخوردند . از عبد اللَّه بن كثير و عطاء بن ابى رباح و عبد اللَّه بن عبّاس روايت شده است كه اين قضيّه نسبت بشير و گوشت شتر بوده است . با مختصر تفاوت كه از درد تا صبح ناله مىكرد و شير و گوشت شتر را دوست مىداشت . « مِنْ بَعْدِ ذلِكَ » 94 مفسّرين : يعنى پس از آنكه دلائل و وسائل تميز حق و باطل واضح شد تهمت و دروغ ستم است . « هُمُ الظَّالِمُونَ » 94 نشابورى : يعنى : باطل را بجاى حق فرض كرده‌اند . و دروغ را بجاى راست و سرسختى و لجال را بجاى انصاف و حكم بدرستى و نيز تهمت و دروغ بستن بسابقين و دروغ شمردن گفتار پيغمبر خود ستم است بر خودشان و هر كس از آنها پيروى كند . « وَما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ » 95 نشابورى : اين جمله وسيله ى توجّه است به اين كه گفته ى پيغمبر از دين ابراهيم جدا نيست و آنچه در آن روا بوده است اين هم مجاز كرده است و نيز به آنچه او راهنمائى مىكرده است يعنى يكتاپرستى ، محمد هم همان را بشما معرّفى مىكند . سخن ما : جمله ى « قُلْ صَدَقَ اللَّه » همان است كه مكرر بمناسبت يادآورى شده است و نشانه است بر كمال قدرت و اطمينان معنوى پيغمبر كه تمام سخنان من از جانب خدا است نه دروغ و گولزدن به منظور جاه طلبى بلكه راست است چون خدا گفته است و من هم آنها را قبول دارم و بشما مىگويم كه بپذيريد .